هنرچی

داستان اول: اناری که بهمون لبخند زد…

چهره شان متفاوت اما پر مهر و معصوم است. با کوچکترین توجهی، لبخند به لبشان می نشیند و با کوچکترین اخم و ناملایمتی، قلبشان می شکند و چهره شان در هم می رود؛ درست مانند یک کودک.صحبت درباره مبتلایان به سندرم داون است.اوایل این بود که تیممون تصمیماشو گرفته بود و ما داشتیم دونه دونه هنرمندای شهرمون رو پیدا می کردیم. تو همون زمان یه برگه دیدم که نمایشگاه صنایع دستی و کارافرینی بود. با خودم گفتم به به عالیه دیگه، بزن بریم…و رفتیم

اونجا یه سری افراد رو پیدا کردیم و از روز بعدش من افتادم دنبال قرار گذاشتن و دیدن هنرمندا. یکی از همین روزا بود که سر از یه کوچه درآوردم که یه محوطه خیلی بزرگ داشت و پر از درخت انار…

البته بگم قبل اینکه انارا رو ببینم مرغ و خروس دیدم که برام جالب بود..تو یه زندگی شهری و جایی که حس می کردم باید اداری باشه اما محیط کاملا ساده و قدیمی بود. بالاسرمو نگاه کردم دیدم تابلو زده” موسسه دستان پرتوان” با خودم گفتم چه جالب حتما این میتونه به کار ما مربوط باشه..رفتم داخل..فکر می کنم زمان نیم چاشت بچه ها بود و من تا رسیدم یه دختر اومدو خیلی صمیمی بهم سلام کرد..اونقدر که انگار سال هاست منو میشناسه..

نمیدونم چرا ته دلم یه لحظه لرزید اما دلگرم تر شدم..رفتم و پرسیدم مدیر اینجا رو میشه دید؟! با خوشرویی گفتن بله ولی فعلا ایشون نیستن و بهم گفتن برو فردا فلان ساعت بیا..روز بعدش دو نفری رفتیم اونجا و مدیر مجموعه رو دیدیم…سارا راغبی، که بی شک یکی از زنان کارآفرین کم نظیر تو شهرمونه..پای حرفاش نشستیم و از بچه ها برامون گفت که مثل دختراشن…صمیمیت تو اون محیط موج میزد و من واقعا تحت تاثیر اونهمه زیبایی از کار دست بچه ها قرار گرفته بودم..چند لحظه چشمامو بستم و تمرکز کردم…بعد که بازشون کردم ناخودآگاه تابلوهایی که رو دیوار کارگاه بودن نظرمو جلب کردن..رفتم دیدمشون..هر کدوم عکس از بازدیدای افراد مشهور ایرانی و حتی خیلیاشون خارجی بودن که حس و حالشون بعد از دیدن کارگاه رو با دست نوشته هاشون به دیوار کارگاه زده بودن…دوبار برگشتم سر جام و به خانم راغبی گفتم در مورد کارگاه برامون بگه..ایشون گفتن”کارگاه دستان پرتوان در سال ۱۳۸۴ به همت موسسه خیریه حضرت رسول الله با هدف اشتغالزایی دختران کم توان ذهنی و جسمی تشکیل شد. در ابتدا با ۱۰ نفر کار شکل گرفت و آهسته آهسته تعداد دخترا زیاد شد. قرار بر این بود که کارهای دست بچه ها تو نمایشگاه ها بفروش برسه و برای خودشون واریز بشه. کارگاه دستان پرتوان دارای دو بخش است: یک بخش دختران کم توان ذهنی و جسمی و بخش دیگر زنان سرپرست خانوار هستند. که در بخش دوم انواع لباس کار و لباس بیمار و سایر دوختنی های مورد نیاز برای ادارات و نهادهای مختلف بصورت سفارشی تهیه می شود.
در سال ۱۳۹۰ وارد تولیدکارهای سمینارها و همایش ها شدیم. و کارهامون تلفیقی از صنایع دستی استان هست که پارچه هاشونو اکثرا زنان خوسف تولید می کنند و کاملا دست بافت و سازگار با محیط زیست هستند. در خصوص کارهای دیگر نخ ها اکثرا پشم و سازگار با محیط زیست هست.
از سال ۱۳۹۰ وارد جنبش نه به پلاستیک شدیم و کیسه های خرید تولید کردیم که بسیار ارزان قیمت هستند و قابل شستشو می باشند. و در عین حال دارای استفاده چندین مرحله ای هستند. امیدواریم روزی برسه که دست هر ایرانی بتوانیم این کیسه های ساخته شده دستان پرتوان را ببینیم و کشور ایران هم همگام با جهان کم کم کیسه های پلاستیک که باعث آلودگی زمین میشه را کنار بذاره و ازین کیسه های پنبه ای استفاده کند و به زمین کمک کند که بهتر نفس بکشد
صحبت های خانم راغبی شنیدنی بود برامون..بعد اون به پیشنهاد ایشون کارگاه رو دیدیم..زهرایی رو دیدم که چشماش نمیتونست اختلاف ارتفاع رو تشخیص بده و کارهاش در چشم ما بی تقارن بود اما با دستای نحیف و چهره معصومش پای دار بود و نقش میزد..دخترای سندروم دان که با دیدنمون لبخند تحویلمون می دادن…و مربیای کارگاه که برامون از سختیای آموزش به این دخترا گفتن و ما فهمیدم چقدر همت و صبوری لازمه تا با شرایط بچه ها بتونی آموزش بدی…یاد شعر مولانا افتادم که میگه از همانجا که رسد درد، همانجاست دوا… و این بچه ها بخوبی دوای درداشونو فهمیده بودن…هر سوزنی که رو پارچه فرو میره و بالا میاد عشق و امید این دختران به ظاهر ناتوان ولی توانمند هست که کارهاشون بی شک به دل میشینه..خدارو شاکریم از اینکه این دست ها رو به ما نشون داد و توانمندی رو برامون عینا معنا کرد…
کارهای کم نظیر این فرشته های مهربون رو میتونین از اینجا ببینین. بی شک خرید شما از این گالری، امید بیشتر برا گسترش کار آنهاست و شاید اینکار جبران قدری از لبخندهای آنها باشد تا بفهمند زندگی خالی نیست..مهربانی هست

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سبد خرید